|
موضوع: حضرت فاطمه (س) -پیامبر رحمت(ص) -ائمه اطهار -
بسم الله الرحمن الرحیم
داستان فدك یكى از غم انگیزترین و پرغوغاترین داستانهاى زندگى فاطمه بانوى اسلام(س) خصوصاً، و اهل بیت علیم السلام عموماً، و تاریخ اسلام به طور گستردهاى و عام است، كه آمیخته با توطئههاى سیاسى، و فراز و نشیبهاى فراوانى مىباشد و دریچهاى است براى حل قسمتى از معماهاى مهم تاریخ صدر اسلام.
اما قبل از ورود در این بحث لازم است بدانیم:
«فدك چه بود و كجا بود؟»
«فدك» به طورى كه بسیارى از مورخان و ارباب لغت نوشتهاند قریه آباد و حاصل خیزى بود در سرزمین «حجاز» نزدیك «خیبر» كه میان آن و مدینه دو یا سه روز راه بود، بعضى این فاصله را صدو چهل كیلومتر نوشتهاند و در آن چشمهاى جوشان و نخلهاى فراوانى بود و بعد از خیبر نقطه اتكاء یهودیان در حجاز به شمار مىرفت. برچسب ها:
ماجرا،
غم انگیز،
فدك،
نوشته شده در سه شنبه 19 بهمن 1389 توسط مجتبی نباتی
موضوع: حضرت فاطمه (س) -ائمه اطهار -
بسم الله الرحمن الرحیم
نامها معمولا بیانگر چگونگى صاحبان نام است، البته اگر نامگذارى به وسیله شخصى حكیم انجام گیرد، از احادیث برمى آید كه نامگذارى فاطمه زهرا (علیهاالسلام) وسیله حكیم على الاطلاق یعنى خداى عالم انجام گرفته است.
از سوى دیگر «فاطمه از ماده «فطم» (بر وزن حتم) به معنى باز گرفتن كودك از شیر مادر است، سپس به هر گونه بریدن و جدائى اطلاق شده است.
اكنون ببینیم روایات اسلامى در این زمینه چه مىگوید؟
37- در حدیثى از پیغمبر اكرم(ص) آمده است كه فرمود:
«انما سماها فاطمة لان اللّه فطمها و محبیها عن النار».
«او را فاطمه نام نهاده، زیرا خداوند او و دوستانش را از آتش دوزخ بازداشته است» برچسب ها:
نام،
پرمعنا،
فاطمه(س)،
نوشته شده در جمعه 15 بهمن 1389 توسط مجتبی نباتی
موضوع: حضرت فاطمه (س) -پیامبر رحمت(ص) -ائمه اطهار -
بسم الله الرحمن الرحیم
غیر از هدایاى فوق العاده معنوى كه پیغمبر اكرم(ص) به دخترش فاطمه زهرا(س) داد كه هر كدام از دیگرى گرانبهاتر و پر ارزشتر بود كه بعضى از آنها در تاریخ ضبط شده مانند تسبیح حضرت فاطمه(س) و بعضى را ما نمىدانیم یك هدیه ظاهرا مادى نیز به او داد و عجب اینكه این هدیه نیز به فرمان خدا صورت گرفت چنانكه در حدیث زیر آمده است:
40- «سیوطى» در درالمنثور نقل مىكند: هنگامى كه آیه شریفه «و آت ذالقربى حقه»: «حق ذى القربى (نزدیكان) را ادا كن» پیغمبر(ص) فاطمه(س) را صدا زد و سرزمین «فدك» را به او واگذار كرد.
البته چنانكه در فصل «ماجراى غمانگیز فدك» مىآید، بخشیدن فدك به فاطمه(س) یك مسأله ساده نبود، پشتوانهاى بود براى مسأله ولایت على(ع) و سندى براى تحكیم و تثبیت مقام والاى این خانواده، و از این نظر یك هدیه معنوى نیز محسوب مىشد. برچسب ها:
هدیه،
پیامبر(صلّى اللّه علیه و آله وسلّم)،
فاطمه (علیهاالسلام)،
نوشته شده در شنبه 9 بهمن 1389 توسط مجتبی نباتی
موضوع: پیامبر رحمت(ص) -حضرت فاطمه (س) -ائمه اطهار -
اذا اشتقت الى الجنة قبلت نحر فاطمة: هنگامى كه شوق بهشت در دلم پیدا مىشود گلوى فاطمه را مىبوسم!
همه مورخان و ارباب حدیث نوشتهاند كه پیامبر(ص) نسبت به دخترش فاطمه(س) علاقه عجیبى داشت.
بدیهى است علاقه پیامبر تنها به خاطر رابطه پدرى و فرزندى نبود، هر چند این عاطفه در وجود پیامبر(ص) موج مىزد، اما تعبیرات و سخنانى كه پیامبر(ص) به هنگام اظهار علاقه نسبت به دخترش فاطمه(س) بیان مىكرد، نشان مىداد كه در اینجا معیارهاى دیگرى مطرح است. و:
این محبت از محبتها جدا است
حب محبوب خدا، حب خدا است
از میان روایات فراوانى كه در این زمینه رسیده است كافى است به چند روایت زیر كه در كتب معروف شیعه و اهل سنت آمده اشاره كنیم:
1- ما كان احد من الرجال احب الى رسول اللّه من على و لا من النساءٍ احب الیه من فاطمة:
«احدى از مردان نزد پیامبر(ص) محبوبتر از امیر مؤمنان على(ع) نبود و نه از زنان، محبوبتر از فاطمه(س).
جالب این است كه این حدیث را گروه زیادى از عایشه نقل كردهاند. برچسب ها:
محبت،
پیامبر(ص)،
فاطمه(س)،
نوشته شده در شنبه 9 بهمن 1389 توسط مجتبی نباتی
موضوع: حضرت فاطمه (س) -حضرت امام علی (ع) -ائمه اطهار -
لولم یخلق على لم یكن لفاطمة كفو : «هر گاه على آفریده نمى شد، كسى كه لایق همسرى فاطمه باشد وجود نداشت».
ازدواجى كه عقدش در ملكوت آسمان بسته شد!
كمالات فوق العاده فاطمه(س) از یكسو.
و انتسابش به شخص پیامبر از سوى دیگر.
و شرافت خانوادگى او نیز از سوى دیگر.
سبب شد كه مردان زیادى از بزرگان یاران پیامبر(ص) به خواستگارى او بیایند اما همه جواب رد شنیدند.
و جالب اینكه غالباً پیامبر در پاسخ آنها مىفرمود:
امرها الى ربها!
«كار فاطمه به دست پروردگار فاطمه است»! برچسب ها:
فاطمه(س)،
همسر،
وفادار،
امیر مؤمنان(ع)،
نوشته شده در شنبه 9 بهمن 1389 توسط مجتبی نباتی
موضوع: حضرت فاطمه (س) -ائمه اطهار -
ان اول شخص یدخل على الجنة فاطمه بنت محمد: « نخستین كسى كه در بهشت بر من وارد مىشود، فاطمه دختر محمد است».
در آن روزگار كه مسلمانان دوران آمادگى خود را در مكه مىگذراندند، محیط زندگى آنان سخت طوفانى و شرائط فوق العاده بحرانى بود.
آغاز اسلام بود و مسلمانان در اقلیت شدیدى قرار داشتند، و تمام قدرت و نیرو و حاكمیت و ثروت دست دشمنان بى رحم و بى منطق اسلام بود و هر كارى مىخواستند، مىكردند.
آزارى نبود كه بر سر مسلمانان نیاورند، و جسارت و توهینى نبود كه نسبت به مقام شامخ پیامبر(ص) روا ندارند. برچسب ها:
فاطمه(س)،
پدر،
نوشته شده در شنبه 9 بهمن 1389 توسط مجتبی نباتی
موضوع: حضرت فاطمه (س) -ائمه اطهار -
بسم الله الرحمن الرحیم
فاطمه بضعة منى و هى نور عینى و ثمرة فؤادى و روحى التى بین جنبى و هى الحوراء الانسیة:
«فاطمه پاره تن من است، و نور چشمان من، و میوه دلم و روح من است و او حورى انسان صفت است»
* * *
پیامبر اسلام(ص) در آن سال كه سال پنجم بعثتش بود در سختترین شرائط و حالات به سر مىبرد.
اسلام منزوى بود، و مسلمانان اندك نخستین، شدیداً تحت فشار.
محیط مكه بر اثر شرك و بت پرستى و جهل و خرافات و جنگهاى قبایل عرب و حاكمیت زور و بینوائى تودههاى مردم، تیره و تار بود.
پیامبر(ص) به آینده مىاندیشید، آیندهاى درخشان از پشت این ابرهاى سیاه و ظلمانى، آیندهاى كه با توجه به اسباب عادى و ظاهرى بسیار دور دست و شاید غیر ممكن بود. برچسب ها:
ولادت،
پرشكوه،
فاطمه(س)،
نوشته شده در شنبه 9 بهمن 1389 توسط مجتبی نباتی
موضوع: حضرت امام حسین (ع) -ائمه اطهار -
بازگشت اسرا به مدینه
پس از مدتى اسرا را به عراق بازگرداندند. بنا به درخواست اهل بیت، راهنماى قافله، آنان را از كربلا عبور داد. اسرا، عدهاى از مردان خاندان رسالت را كه براى زیارت قبر امام به كربلا آمده بودند، ملاقات كردند و همه در كربلا ماندند چند روز به عزادارى مشغول شدند، سپس به طرف مدینه حركت كردند.
پیش از رسیدن كاروان به مدینه، شاعرى از دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) خبر ورود آنان را بوسیله اشعار سوزناكى به مردم شهر داد. زنان مدینه با فریاد "واویلاه" از شهر خارج شدند و به استقبال كاروان شتافتند. امام سجاد (علیه السلام) نزدیك مدینه خطبهاى خواندند و مردم را از ماجراها آگاه كردند. مدینه غرق مأتم و اندوه شده بود و بذر نارضایتى از حكومت یزید در دل آنان كاشته شد. پس از مدتى علیه یزید قیام كردند و نبرد معروف به (حره) بین آنان و سپاه یزید روى داده كه منجر به قتل عام مردم مدینه شد. برچسب ها:
بازگشت،
اسرا،
مدینه،
نوشته شده در پنجشنبه 7 بهمن 1389 توسط مجتبی نباتی
موضوع: حضرت امام حسین (ع) -ائمه اطهار -
داستان ایلچی پادشاه روم در مجلس یزید:
در مجلس زید از امام سجاد نقل شده است وقتی سر امام را برای یزید آوردند مجالس میخواری را برقرار می كرد و سر مقدس را می آورد و پیش خود می گذاشت و بر او می می ریخت و خودش می خورد. یك روز ایلچی كه از اشراف روم بود و در مجلس یزید حضور داشت پرسید ای پادشاه عرب، این سر از كیست؟ یزید گفت: تو را با این سر چكار؟ گفت من نزد پادشاه خودم برگردم هر چه كه دیدم از من می پرسد لذا دوست دارم نام صاحبش را بدانم تا در شادی تو شریك باشم، یزید گفت این سر حسین بن علی (ع) است آن نصرانی گفت وای بر تو دین من بهتر از دین توست پدرم از نوادگان داود (ع) است و میان من و او پدران بسیاری است و با این واسطه مرا بزرگ می شمارند و از خاك پایم برای تبرك می برند ولی شما پسر پیغمبر خود را می كشید. این چطور دینی است؟ برچسب ها:
داستان،
ایلچی،
پادشاه،
روم،
مجلس،
یزید،
نوشته شده در پنجشنبه 7 بهمن 1389 توسط مجتبی نباتی
موضوع: حضرت امام حسین (ع) -ائمه اطهار -
در مقابل یزید ( لعنت الله ) :
امام سجاد فرمودند در مسجد اموی دمشق در حضور یزید (ل) در زنجیر بودم به او گفتم به من اجازه دهید سخن گویم گفت بگو ولی ناهنجار نگو حضرت فرمود من در خاندانی هستم كه ناهنجنار نگویم، بلكه می خواهم بگویم كه اگر رسول الله (ص) مرا در زنجیر می دید به نظرت چه حالی داشت و چه كار می كرد ؟ تمام مجلس گریه كردند همان لحظه یزید دستور داد كه او را آزاد كنند یزید به امام گفت در كربلا چه دیدی؟ امام سجاد (ع) فرمودند خداوند قبل از خلقت آسمانها و زمین همه چیز را مقدر نموده بود. یزید با مشاوران خود مشورت نمود و همگی به كشتن امام سجاد (ع) رای داند امام پنجم (امام محمد باقر(ع)) كه آنموقع 2 سال و اندی سن داشت خداوند را ثنا و حمد كرد و فرمود ای یزید، مشاورانت بر خلاف مشاوران فرعون رای داند وقتی درباره موسی و هارون با هم مشورت كردند گفتند آنها را مهلت بده ولی مشاوران تو رای دادند كه ما را بكشی و این علتی دارد یزید گفت علت چیست گفت آنها همگی زنازادگان هستند زیرا پیغمبران و اولادشان را جز زنازادگان نكشند، یزید هم سر به زیر انداخت سپس یزید به امام سجاد گفت واعجبا بر پدرت كه نام علی را بر روی فرزندانش گذاشته امام سجاد فرمودند پدرم، پدرش را دوست می داشت لذا چند بار نام فرزندانش را علی نامید. برچسب ها:
یزید،
لعنت الله،
نوشته شده در شنبه 2 بهمن 1389 توسط مجتبی نباتی
(تعداد کل صفحات:11)
1
2
3
4
5
6
7
... |