تبلیغات
فداییان قرآن و ولایت - فاطمه(س)‏ همسر وفادار امیر مؤمنان(ع)

فداییان قرآن و ولایت

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

موضوع: حضرت فاطمه (س) -حضرت امام علی (ع) -ائمه اطهار -
فاطمه(س)‏ همسر وفادار امیر مؤمنان(ع)

لولم یخلق على لم یكن لفاطمة كفو : «هر گاه على آفریده نمى شد، كسى كه لایق همسرى فاطمه باشد وجود نداشت».

ازدواجى كه عقدش در ملكوت آسمان بسته شد!

كمالات فوق العاده فاطمه(س)‏ از یكسو.

و انتسابش به شخص پیامبر از سوى دیگر.

و شرافت خانوادگى او نیز از سوى دیگر.

سبب شد كه مردان زیادى از بزرگان یاران پیامبر(ص) به خواستگارى او بیایند اما همه جواب رد شنیدند.

و جالب اینكه غالباً پیامبر در پاسخ آن‏ها مى‏فرمود:

امرها الى ربها!

«كار فاطمه به دست پروردگار فاطمه است»!

بسم الله الرحمن الرحیم

فاطمه(س)‏ همسر وفادار امیر مؤمنان(ع)

لولم یخلق على لم یكن لفاطمة كفو : «هر گاه على آفریده نمى شد، كسى كه لایق همسرى فاطمه باشد وجود نداشت».

ازدواجى كه عقدش در ملكوت آسمان بسته شد!

كمالات فوق العاده فاطمه(س)‏ از یكسو.

و انتسابش به شخص پیامبر از سوى دیگر.

و شرافت خانوادگى او نیز از سوى دیگر.

سبب شد كه مردان زیادى از بزرگان یاران پیامبر(ص) به خواستگارى او بیایند اما همه جواب رد شنیدند.

و جالب اینكه غالباً پیامبر در پاسخ آن‏ها مى‏فرمود:

امرها الى ربها!

«كار فاطمه به دست پروردگار فاطمه است»!

از همه عجیبتر خواستگارى «عبدالرحمن بن عوف» بود، همان مرد ثروتمندى كه مطابق راه و رسم جاهلیت، به همه چیز از دریچه مادى مى‏نگریست، و مهریه سنگین را دلیل بر شخصیت زن و موقعیت ممتاز شوهر مى‏پنداشت.

او به خدمت پیامبر(ص) آمد و عرض كرد:

اگر فاطمه را به همسرى من درآورى یكصد شتر كه بار همه آن‏ها پارچه‏هاى گرانقیمت مصرى باشد به اضافه ده هزار دینار طلا مهریه او مى‏كنم!!

پیامبر(ص) از این خواستگارى زشت و بى معنى چنان خشمگین شد كه مشتى سنگریزه برداشت و به طرف عبدالرحمن پاشید و گفت:

«تو گمان كردى من بنده پولم و ثروتم كه با پول و ثروت مى‏خواهى بر من فخر بفروشى»؟

آرى باید در خواستگارى فاطمه الگوهاى اسلامى مشخص شود، سنتهاى جاهلیت پایمال گردد، و معیارهاى ارزش اسلامى معلوم شود.

مردم مدینه در این گفتگوها بودند ناگهان این صدا در همه جا پیچید كه پیامبر(ص) مى‏خواهد تنها دخترش را به همسرى على بن ابیطالب(ع) ‏ در آورد.

على بن ابیطالب كه دستش از مال و ثروت دنیا كوتاه بود و از معیارهاى عصر جاهلى چیزى نداشت، اما وجودش از فرق تا قدم مملو از ایمان و ارزشهاى اصیل اسلامى بود.

هنگامى كه تحقیق كردند، معلوم شد رهنمون پیامبر(ص) در این ازدواج مبارك تاریخى وحى آسمانى بوده است، زیرا خودش فرمود:

«اتانى ملك فقال یا محمد ان اللّه یقرأ علیك السلام و یقول لك: انى قد زوجت فاطمه ابنتك من على بن ابى طالب فى الملاءِ الاعلى، فزوجها منه فى الارض»:

«فرشته‏اى از سوى خدا آمد و به من گفت: خداوند بر تو سلام مى‏فرستد و مى‏گوید من دخترت فاطمه را در آسمانها به همسرى على بن ابیطالب درآوردم تو نیز در زمین او را به ازدواج على درآور»!

هنگامى كه امیر امؤمنان على(ع)‏ به خواستگارى فاطمه سلام اللّه علیها آمد، چهره مباركش از شرم گلگون شده بود. پیامبر(ص) با مشاهده او شاد و خندان شد فرمود براى چه نزد من آمده‏اى؟

ولى امیرمؤمنان على(ع)‏ به خاطر ابهت پیامبر(ص) نتوانست خواسته خود را مطرح كند، و لذا سكوت كرد.

پیامبر(ص) كه از درون امیرمؤمنان على(ع)‏ باخبر بود، چنین فرمود:

«لعلك جئت تخطب فاطمة».

«شاید به خواستگارى فاطمه آمدى»؟!...

عرض كرد:

آرى، براى همین منظور آمدم.

پیامبر فرمود:

اى على! قبل از تو مردان دیگرى نیز به خواستگارى فاطمه آمدند، هر گاه من با خود فاطمه این مطلب را در میان مى‏نهادم روى موافق نشان نمى داد، و اكنون بگذار تا این سخن را با خود او در میان نهم.

درست است كه این ازدواج آسمانى است و باید بشود، اما شخصیت فاطمه سلام اللّه علیها خصوصاً، و احترام و آزادى زنان در انتخاب همسر عموماً، ایجاب مى‏كند كه پیامبر(ص) بدون مشورت با فاطمه سلام اللّه علیها اقدام به این كار نكند.

هنگامى كه پیامبر(ص) فضائل امیر مؤمنان على(ع)‏ را براى دخترش بازگو كرد و فرمود:

من مى‏خواهم تو را به همسرى بهترین خلق خدا در آوردم، نظر تو چیست؟

فاطمه كه غرق در شرم و حیا بود سر به زیر انداخت و چیزى نگفت و سكوت كرد.

پیامبر(ص) سربرداشت و این جمله تاریخى را كه سندى است براى فقهاء در مورد ازدواج دختران باكره بیان فرمود:

«اللّه اكبر! سكوتها اقرارها»:

«خداوند بزرگ است، سكوت او دلیل بر اقرار او است».

و در پى این ماجرا عقد ازدواج به وسیله پیامبر(ص) بسته شد.

 

* * *

مهر فاطمه‏

اكنون ببینیم مهریّه فاطمه چه بود؟

بدون شك ازدواج بهترین مردان جهان با سیده زنان عالم دختر پیامبر بزرگ اسلام باید از هر نظر الگو باشد، الگوئى براى همه قرون و اعصار لذا پیامبر(ص) رو به امیرمؤمنان على(ع)‏ كرد و فرمود:

چیزى دارى كه مهریه همسرت قرار دهى؟ عرض كرد:

پدر و مادرم بفدایت، تو از زندگى من به خوبى آگاهى كه جز «شمشیر» و «زره» و «شتر» چیز دیگرى ندارم.

پیامبر(ص) فرمود:

درست است، شمشیرت به هنگام كارزار با دشمنان اسلام مورد نیاز است.

و باید با شتر نخلستان را آب دهى، و در مسافرت‏ها از آن استفاده كنى.

بنابراین تنها زره را مى‏توانى مهریه همسرت بنمائى و من دخترم فاطمه را در برابر همین زره به عقد تو درآوردم!

شاید بیشترین قیمتى كه در تواریخ درباره این زره نوشته شده است، پانصد درهم است.

آرى این گونه باید ارزشهاى غلط درهم بشكند، و ارزشهاى اصیل جانشین آن گردد، و اینگونه است راه و رسم مردان و زنان با ایمان، و این چنین است برنامه زندگى رهبران راستین بندگان خدا.

 

* * *

جهیزیه فاطمه‏

همیشه «مهریه» و «جهیزیه» و «تشریفات عروسى» سه مشكل بزرگ بر سر راه خانواده‏ها در مسئله ازدواج بوده است، مشكلاتى كه گاهى تمام دوران حیات ازدواج را مى‏پوشاند و آثار نكبت بارش تا پایان عمر دو همسر باقى مى‏ماند.

گاه دعواها و مشاجرات لفظى، و گاه نزاعهاى خونین، بر سر این امور رخ داده است، و چه سرمایه هائى كه بر اثر چشم هم چشمیها و رقابتهاى زشت و كودكانه در این راه از بین رفته است، هنوز هم كه هنوز است این رسوبات افكار جاهلى در كسانى كه دم از اسلام مى‏زنند، كم نیست.

ولى باید جهیزیه بانوى اسلام همچون مهریه‏اش الگوئى براى همگان باشد.

اگر تعجب نكنید پیامبر(ص) دستور داده زره امیرمؤمنان على(ع)‏ را بفروشد و پولش را كه حدود پانصد درهم بود نزد او آوردند.

پیامبر آن را سه قسمت كرد، قسمتى را به بلال داد، تا از آن عطرى خوشبو تهیه كند، و دو قسمت دیگر را براى تهیه وسائل زندگى و لباس تعیین فرمود.

پیداست وسائلى كه با این پول ناچیز مى‏توان خرید چقدر ساده و ارزان قیمت باید باشد؟!

در تواریخ آمده كه هیجده قلم جهیزیه، با آن پول تهیه شد كه قلمهاى مهم آن چنین بود:

یكعدد روسرى بزرگ به چهار درهم‏

یك قواره پیران به هفت درهم‏

یك تخت كه با چوب و برگ خرما تهیه شده بود.

چهار عدد بالش از پوست گوسفند كه از گیاه خوشبوى «اذخر» پر شده بود.

یك پرده پشمى.

یك قطعه حصیر.

یك عدد دستاس «آسیاب كوچك دستى».

یك مشك چرمى.

یك طشت مسى.

یك ظرف بزرگ براى دوشیدن شیر.

یك سبوى گلى سبزرنگ... و مانند اینها.

آرى چنین بود جهیزیه بانوى زنان جهان.

 

* * *

مراسم جشن عروسى‏

پیغمبر گرامى اسلام‏(ص) در این مراسمى كه براى تشكیل خانواده‏اى بود كه بخش مهمى از تاریخ اسلام را دگرگون ساخت و جانشینان معصوم پیامبر(ص) همگى از آن به وجود آمدند، آنچنان برنامه‏اى اجرا نمود كه دشمنان را خشمگین و دوستان را سربلند؟ و دور افتادگان را وادار به تفكر نمود.

«ام سلمه» و «ام ایمن» كه دو زن با شخصیت در اسلام بودند و علاقه بسیارى به بانوى بزرگ فاطمه زهرا سلام اللّه علیها داشتند خدمت پیامبر(ص) آمدند و چنین گفتند:

«اى پیامبر گرامى خدا، راستى اگر خدیجه زنده بود با تشكیل مراسم جشن عروسى فاطمه چشمانش روشن مى‏شود، چنین نیست؟

رسول خدا(ص) از شنیدن نام آن بانوى فداكار، اشك در چشمانش حلقه زد، و به یاد آن همه مهربانیها و ایثارگریهاى خدیجه افتاد و گفت:

كجا مانند خدیجه زنى پیدا مى‏شود؟ آن روز كه همه مردم مرا تكذیب كردند، او مرا تصدیق نمود. و تمام ثروت و زندگى خود را براى نشر آئین خداوند در اختیار من گذارد.

او همان بانوئى بود كه خداوند به من دستور داد به او مژده دهم كه قصرى از زمرد در بهشت برین به او عنایت خواهد فرمود.

ام سلمه هنگامى كه این سخن را شنید و انقلاب و سوز درونى پیامبر(ص) را مشاهده كرد، عرض نمود،

اى رسول خدا! پدر و مادرم فدایت باد. شما هر قدر درباره خدیجه بگوئى عین حقیقت است، ولى به هر حال او دعوت الهى را لبیك گفته و به جوار رحمت او شتافته است امید است خداوند او را در بهترین جاى بهشت جاى دهد.

ولى مطلبى را كه به خاطر آن به محضر مباركت آمدم چیز دیگرى بود و آن اینكه برادر و پسر عمویت على دوست دارد اجازه دهید همسرش فاطمه را به خانه خود ببرد، و از این راه به زندگى خویش سر و سامانى بخشد.

پیامبر(ص) فرمود:

چرا على شخصاً این پیشنهاد را با من در میان نگذاشت؟

ام سلمه عرض كرد:

شرم و حیا مانع بود.

در اینجا پیامبر(ص) به‏ام ایمن فرمود:

على را خبر كن.

امیرمؤمنان على(ع)‏ آمد و در مقابل پیامبر(ص) نشست. اما سر خود را از شرم به زیر افكنده بود.

پیامبر(ص) فرمود:

آیا میل دارى همسرت را به خانه برى؟

امیرمؤمنان على‏(ص) در حالى كه سرش را به زیر انداخته بود، عرض كرد:

آرى، پدرم و مادرم به قربانت باد.

جالب اینكه بر خلاف آنچه در میان مردم تجمل پرست معمول است كه از ماهها قبل دست به كار این برنامه‏ها مى‏شوند پیامبر(ص) با خوشحالى فرمود:

همین امشب یا فردا شب ترتیب كار را خواهم داد.

و همانجا دستور فراهم ساختن مقدمات جشن بسیار ساده‏اى كه مملو از روحانیت و معنویت بود صادر فرمود.

این جشن ملكوتى و مراسم مربوط به آن، آنقدر بى تكلف و ساده برگزار شد كه شنیدنش امروز براى ما تعجب آور است.

امیرمؤمنان على(ع)‏ مى‏گوید:

مقدارى از پول همان زرهى را كه قبلا فروخته بودم پیامبر(ص) نزد ام سلمه به امانت گزارده بود، و به هنگام مراسم زفاف ده درهم از آن را از وى گرفت، و به من داد و فرمود: مقدارى روغن و خرما و كشك با این پول خریدارى كن، من این كار را انجام دادم سپس پیامبر(ص) شخصاً آستین را بالا زد و سفره تمیزى طلبید و آن‏ها را با دست خود مخلوط كرد و غذائى تهیه نمود و با همان غذا از مردم پذیرائى به عمل آورد.

امیر مؤمنان(ع)‏ شخصاً مأمور شد به مسجد بیاید و اصحاب را دعوت كند، هنگامى كه به مسجد آمد خواست فقط برخى را دعوت كند حیا مانع شد، از این رو صداى خود را بلند كرد و فرمود:

«اجیبوا الى ولیمة فاطمة»

شما را به میهمانى عروسى فاطمه دعوت مى‏كنم!

حضرت مى‏گوید:

مردم دسته دسته به راه افتادند و من از كثرت جمعیت و كمى غذا شرمنده شدم، همینكه پیامبر(ص) از ماجرا آگاه شد، به من فرمود: غصه مخور، من دعا مى‏كنم تا خداوند غذا را بركت دهد و چنین شد همگى از آن غذاى كم خوردند و سیر شدند.

جالب اینكه در پایان مراسم، به هنگامى كه مردم به خانه‏هاى خود بازگشتند و خانه خلوت شد پیامبر(ص) فاطمه‏(ع) را در سمت چپ و امیر مؤمنان على(ع) ‏ را در سمت راست خود نشانید و از آبى كه با دهانش تبرك كرده بود كمى بر بدن زهرا سلام اللّه علیها و كمى بر بدن امیر مؤمنان على(ع)‏ پاشید و درباره آن‏ها دعا كرد و گفت:

«اللهم انهما منى و انا منهما، اللهم كما اذهبت عنى الرجس و طهرتنى تطهیراً فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیراً»:

«خداوند اینها از منند و من از آن‏ها هستم، بارالها همانطور كه هر گونه رجس و پلیدى را از من دور كردى از آن‏ها نیز دور كن و آن‏ها را پاكیزه فرما».

سپس فرمود:

برخیزید و به خانه خود روید خداوند بر شما هر دو مبارك گرداند.

دنیا پرستان مادى و مؤمنان ضعیف الایمانى كه تحت تأثیر زرق و برق مادى این جهانند و آبرو و شخصیت و عظمت یك خانواده و مباركى و شكوه مراسم عروسى را در آن تشریفات و تجملات كمرشكن و طاقت فرسا مى‏دانند ببینند وعبرت بگیرند، ببینید و از این برنامه انسان ساز كه مایه خوشبختى همه پسران و دختران جوان است الهام بگیرند، و نمونه تعلیمات اسلام را به صورت زنده و عملى در ماجراى «خواستگارى»، «مهریه»، «جهیزیه» و «مراسم جشن عروسى» فاطمه زهرا سلام اللّه علیها با چشم خود در صفحات تاریخ مشاهده كنند.

 


1. كنوز الحقایق، صفحه .124
2. تذكرة الخواص: صفحه .306
3. ذخائر العقبى، ص .31
4. احقاق الحق، جلد 10، ص .358
 

 


برچسب ها: فاطمه(س)‏، همسر، وفادار، امیر مؤمنان(ع)،

نوشته شده در شنبه 9 بهمن 1389 توسط مجتبی نباتی
مقام معظم رهبری

نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin