تبلیغات
فداییان قرآن و ولایت - مردم مدینه ورسول اكرم(ص)

فداییان قرآن و ولایت

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

موضوع: پیامبر رحمت(ص) -ائمه اطهار -

بسم الله الرحمن الرحیم

مردم مدینه ورسول اكرم(ص)

مردم مدینه دو قبیله بودند به نام اوس و خزرج كه همیشه با هم جنگ داشتند . یك نفر از آنها به نام اسعد بن زراره مىآید به مكه براى اینكه از قریش استمداد كند . وارد مى شود بر یكى از مردم قریش .

كعبه از قدیم معبد بود گو اینكه در آن زمان بتخانه بود و رسم طوافكه از زمان حضرت ابراهیم معمول بود هنوز ادامه داشت. هركس كه مىآمد , یك طوافى هم دور كعبه مى كرد . این شخص وقتى خواست برود به زیارت كعبه و طواف بكند , میزبانش به او گفت[ : ( مواظب باش ! مردى در میان ما پیدا شده , ساحر و جادوگرى كه گاهى در مسجد الحرام پیدا مى شود و سخنان دلرباى عجیبى دارد . یك وقتسخنان او به گوش تو نرسد كه تو را بى اختیار مى كند .

بسم الله الرحمن الرحیم

مردم مدینه ورسول اكرم(ص)

مردم مدینه دو قبیله بودند به نام اوس و خزرج كه همیشه با هم جنگ داشتند . یك نفر از آنها به نام اسعد بن زراره مىآید به مكه براى اینكه از قریش استمداد كند . وارد مى شود بر یكى از مردم قریش .

كعبه از قدیم معبد بود گو اینكه در آن زمان بتخانه بود و رسم طوافكه از زمان حضرت ابراهیم معمول بود هنوز ادامه داشت. هركس كه مىآمد , یك طوافى هم دور كعبه مى كرد . این شخص وقتى خواست برود به زیارت كعبه و طواف بكند , میزبانش به او گفت[ : ( مواظب باش ! مردى در میان ما پیدا شده , ساحر و جادوگرى كه گاهى در مسجد الحرام پیدا مى شود و سخنان دلرباى عجیبى دارد . یك وقتسخنان او به گوش تو نرسد كه تو را بى اختیار مى كند . سحرى در سخنان او هست](. اتفاقا او موقعى مى رود براى طواف كه رسول اكرم در كنار كعبه در حجر اسماعیل نشسته بودند و با خودشان قرآن مى خواندند . در گوش این شخص پنبه كرده بودند كه یكوقت چیزى نشنود . مشغول طواف كردن بود كه قیافه شخصى خیلى او را جذب كرد . ( رسول اكرم سیماى عجیبى داشتند ) . گفت نكند این همان آدمى باشد كه اینها مى گویند ؟ یك وقت با خودش فكر كرد كه عجب دیوانگى است كه من گوشهایم را پنبه كرده ام . من آدمم , حرفهاى او را مى شنوم , پنبه را از گوشش انداخت بیرون . آیات قرآن را شنید . تمایل پیدا كرد . این امر منشأ آشنایى مردم مدینه با رسول اكرم ( ص ) شد . بعد آمد صحبتهایى كرد و بعدها ملاقاتهاى محرمانه اى با حضرت رسول كردند تا اینكه عده اى از اینها[ به مكه] آمدند و قرار شد در موسم حج در یكى از شبهاى تشریق یعنى شب دوازدهم وقتى كه همه خواب هستند بیایند در منا , در عقبه وسطى , در یكى از گردنه هاى آنجا , رسول اكرم ( ص ) هم بیایند آنجا و حرفهایشان را بزنند . در آنجا رسول اكرم فرمود من شما را دعوتمى كنم به خداى یگانه و . . . و شما اگر حاضرید ایمان بیاورید , من به شهر شما خواهم آمد . آنها هم قبول كردند و مسلمان شدند , كه جریانش مفصل است . زمینه اینكه رسول اكرم ( ص ) از مكه به مدینه منتقل بشوند فراهم شد . این اولین[ حادثه]بود . بعد حضرت رسول ( ص ) مصعب بن عمیر را فرستادند به مدینه و او در آنجا به مردم قرآن تعلیم داد . اینهایى كه ابتدا آمده بودند , عده اندكى بودند , به وسیله این مبلغ بزرگوار عده زیاد دیگرى مسلمان شدند و تقریبا جو مدینه مساعد شد . قریش هم روز بروز بر سختگیرى خود مى افزودند , و در نهایت امر تصمیم گرفتند كه دیگر كار رسول اكرم را یكسره كنند . در[ ( دارالندوه ]( تشكیل جلسه دادند , كه این آیه قرآن یكسره اشاره به آنهاست[ .

 


برچسب ها: مردم مدینه، رسول اكرم(ص)،

نوشته شده در یکشنبه 7 آذر 1389 توسط مجتبی نباتی
مقام معظم رهبری

نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin