تبلیغات
فداییان قرآن و ولایت - منافقین وبیامبر اكرم (ص)

فداییان قرآن و ولایت

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

 پایگاه مقاومت بسیج نصر
جعبه حدیث

موضوع: پیامبر رحمت(ص) -ائمه اطهار -

بسم الله الرحمن الرحیم

منافقین وبیامبر اكرم (ص)

. ان الذین جاؤا بالافك عصبه منكم لا تحسبوه شرا لكم بل هو خیر لكم لكل مرىء منهم ما اكتسب من الاثم و الذى تولى كبره منهم له عذاب عظیم 0 لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون والمؤمنات بانفسهم خیرا و قالوا هذا افك مبین..

آیات به اصطلاح[ ( افك](است[ .( افك]( دروغ بزرگى ( تهمتى ) است كه براى بردن آبروى رسول خدا بعضى از منافقین براى همسر رسول خدا جعل كردند . داستانش را قبلا به تفصیل نقل كردیم ( 1 ) . اكنون آیاترا مى خوانیم و نكاتى كه از این آیات استفاده مى شود كه نكات تربیتى و اجتماعى بسیار حساسى است و حتى مورد ابتلاى خود ما در زمان خودمان است بیان مى كنیم . آیه مى فرماید[ . ( . ان الذین جاؤا بالافك عصبه منكم]( . آنان كه[ ( افك](را ساختند و خلق كردند , بدانید یك دسته متشكل و یك عده افراد به هم وابسته از خود شما هستند .

بسم الله الرحمن الرحیم

منافقین وبیامبر اكرم (ص)

. ان الذین جاؤا بالافك عصبه منكم لا تحسبوه شرا لكم بل هو خیر لكم لكل مرىء منهم ما اكتسب من الاثم و الذى تولى كبره منهم له عذاب عظیم 0 لولا اذ سمعتموه ظن المؤمنون والمؤمنات بانفسهم خیرا و قالوا هذا افك مبین..

آیات به اصطلاح[ ( افك](است[ .( افك]( دروغ بزرگى ( تهمتى ) است كه براى بردن آبروى رسول خدا بعضى از منافقین براى همسر رسول خدا جعل كردند . داستانش را قبلا به تفصیل نقل كردیم ( 1 ) . اكنون آیاترا مى خوانیم و نكاتى كه از این آیات استفاده مى شود كه نكات تربیتى و اجتماعى بسیار حساسى است و حتى مورد ابتلاى خود ما در زمان خودمان است بیان مى كنیم . آیه مى فرماید[ . ( . ان الذین جاؤا بالافك عصبه منكم]( . آنان كه[ ( افك](را ساختند و خلق كردند , بدانید یك دسته متشكل و یك عده افراد به هم وابسته از خود شما هستند . قرآن به این وسیله مؤمنین و مسلمین را بیدار مى كند كه توجه داشته باشید در داخل خود شما , از متظاهران به اسلام , افراد و دسته جاتى هستند كه دنبال مقصدها و هدفهاى خطرناكمى باشند , یعنى قرآن مى خواهد بگوید قصه ساختن این[ ( افك](از طرف كسانى كه ساختند روى غفلت و بى توجهى و ولنگارى نبود , روى منظور و هدف بود , هدف هم بى آبرو ساختن پیغمبر و از اعتبار انداختن پیغمبر بود , كه به هدفشان نرسیدند . قرآن مى گوید آنها یك دسته به هم وابسته از میان خود شما بودند , و بعد مى گوید این شرى بود كه نتیجه اش خیر بود , و در واقع این شر نبود[ : ( . لا تحسبوه شرا لكم بل هو خیر لكم]( . , گمان نكنید كه این یك حادثه سوئى بود و شكستى براى شما مسلمانان بود , خیر , این داستان با همه تلخى آن به سود جامعه اسلامى بود . حال چرا قرآن این داستان را خیر مى داند نه شر و حال آن كه داستان بسیار تلخى بود ؟ داستانى براى مفتضح كردن پیغمبر اكرم ساخته بودند و روزهاى متوالى حدود چهل روز گذشت تا اینكه وحى نازل شد و تدریجا اوضاع روشن گردید . خدا مى داند در این مدت بر پیغمبر اكرم و نزدیكان آن حضرت چه گذشت !

این را به دو دلیل قرآن مى گوید خیر است : یكدلیل اینكه این گروه منافق شناخته شدند . در هر جامعه اى یكى از بزرگترین خطرها این استكه صفوف مشخص نباشد , افراد مؤمن و افراد منافق همه در یك صف باشند . تا وقتى كه اوضاع آرام است خطرى ندارد .

یك تكان كه به اجتماع بخورد اجتماع از ناحیه منافقین بزرگترین صدمه ها را مى بیند . لهذا به واسطه حوادثى كه براى جامعه پیش مىآید باطنها آشكار مى شود و آزمایش پیش مىآید , مؤمنها در صف مؤمنین قرار مى گیرند و منافقها پرده نفاقشان دریده مى شود و در صفى كه شایسته آن هستند قرار مى گیرند . این یك خیر بزرگ براى جامعه است .

آن منافقینى كه این داستان را جعل كرده بودند , آنچه برایشان به تعبیر قرآن ماند[ ( اثم]( بود[ . ( اثم]( یعنى داغ گناه . تا زنده بودند , دیگر اعتبار پیدا نكردند .

فایده دوم این بود كه سازندگان داستان , این داستان را آگاهانه جعل كردند نه ناآگاهانه , ولى عامه مسلمین نا آگاهانه ابزار این[ ( عصبه]( قرار گرفتند . اكثریت مسلمین با اینكه مسلمان بودند , با ایمان و مخلص بودند و غرض و مرضى نداشتند بلند گوى این[ ( عصبه]( قرار گرفتند ولى از روى عدم آگاهى و عدم توجه , كه خود قرآن مطلب را خوب تشریح مى كند .

این یك خطر بزرگ است براى یك اجتماع , كه افرادش نا آگاه باشند . دشمن اگر زیرك باشد خود اینها را ابزار علیه خودشان قرار مى دهد , یك داستان جعل مى كند , بعد این داستان را به زبان خود اینها مى اندازد , تا خودشان قصه اى را كه دشمنشان علیه خودشان جعل كرده بازگو كنند . این علتش ناآگاهى است و نباید مردمى اینقدر نا آگاه باشند كه حرفى را كه دشمن ساخته ندانسته بازگو كنند . حرفى كه دشمن جعل مى كند وظیفه شما این است كه همان جا دفنش كنید . اصلا دشمن مى خواهد این پخش بشود . شما باید دفنش كنید و به یك نفر هم نگویید , تا به این وسیله با حربه سكوت نقشه دشمن را نقش برآب كنید ( 2 ) .

فایده دوم این داستان این بود كه اشتباهى كه مسلمین كردنداین بود كه ( مشخص شد)یعنى حرفى را كه یك عصبه ( یك جمعیت و یك دستهبه هم وابسته ) جعل كردند , ساده لوحانه و ناآگاهانه از آنها شنیدند و بعد كه به هم رسیدند , گفتند : چنین حرفى شنیدم , آن یكى گفت : من هم شنیدم , دیگرى گفت : نمى دانم خدا عالم است , باز این براى او نقل كرد و نتیجه این شد كه جامعه مسلمان , ساده لوحانه و نا آگاهانه بلند گوى یك جمعیت چند نفرى شد .

این داستان[ ( افك]( كه پیدا شد یك بیدار باش عجیبى بود . همه چشمها را به هم مالیدند : از یك طرف آنها را شناختیم و از طرفدیگر خودمان را شناختیم . ما چرا چنین اشتباه بزرگى را مرتكبشدیم , چرا ابزار دست اینها شدیم ؟ !...

فایده دوم[داستان افك] همین بود كه به مسلمین یك آگاهى و یك هوشیارى داد . در خود قرآن آورد كه براى همیشه بماند , مردم بخوانند و براى همیشه درس بگیرند كه مسلمان ! نا آگاهانه ابزار قرار نگیر , نا آگاهانه بلندگوى دشمن نباش .

خدا مى داند این یهودیها در درجه اول و بهاییها كه ابزار دستیهودیها هستند چقدر از این جور داستانها جعل كردند . گاهى یك چیزى را یكیهودى یا یك مسیحى علیه مسلمین جعل كرده , آنقدر شایع شده كه كم كم داخل كتابها آمده , بعد آنقدر مسلم فرض شده كه خود مسلمین باورشان آمده است , مثل داستان كتابسوزى اسكندریه .

[ . . 1 نوار مذكور در دست نیست ولى خلاصه داستان به نقل اهل سنت این است كه عایشه همسر پیامبر هنگام بازگشت مسلمین از یك غزوه , در یكى از منزلها براى قضاى حاجت داخل جنگلى شد , در آنجا طوق ( روبند ) او به زمین افتاد و مدتى دنبال آن مى گشت و در نتیجه از قافله باز ماند و توسط صفوان كه از دنبال قافله براى جمع آورى از راه ماندگان حركت مى كرد , با تأخیر وارد مدینه شد . به دنبال این حادثه منافقین تهمتهایى را علیه همسر پیامبر شایع كردند] .

2 . . مثلا یك وقتى شایع بود و شاید هنوز هم در میان بعضیها شایع است , یك وقتى دیدم یك كسى مى گفت : این فلسطینیها ناصبى هستند[ . ( ناصبى ]( یعنى دشمن على علیه السلام . ناصبى غیر از سنى است . سنى یعنى كسى كه خلیفه بلا فصل را ابوبكر مى داند و على علیه السلام را خلیفه چهارم مى داند و معتقد نیست كه پیغمبر شخصى را بعد از خود به عنوان خلیفه نصب كرده است . مى گوید پیغمبر كسى را به خلافت نصب نكرد و مردم هم ابوبكر را انتخاب كردند . سنى براى امیرالمؤمنین احترام قائل است چون او را خلیفه چهارم و پیشواى چهارم مى داند , و على را دوستدارد . ناصبى یعنى كسى كه على را دشمن مى دارد . سنى مسلمان است ولى ناصبى كافر است , نجس است . ما با ناصبى نمى توانیم معامله مسلمان بكنیم . حال یك كسى مىآید مى گوید این فلسطینیها ناصبى هستند . آن یكى مى گوید . این به آن مى گوید , او هم یك جاى دیگر تكرار مى كند , و همین طور . اگر ناصبى باشند كافرند و در درجه یهودیها قرار مى گیرند . هیچ فكر نمى كنند كه این , حرفى است كه یهودیها جعل كرده اند . در هر جایى یك حرف جعل مى كنند براى اینكه احساس همدردى نسبت به فلسطینیها را از بین ببرند . مى دانند مردم ایران شیعه اند و شیعه دوستدار على و معتقد است هر كس دشمن على باشد كافر است , براى اینكه احساس همدردى را از بین ببرند , این مطلب را جعل مى كنند . در صورتى كه ما یكى از سالهایى كه مكه رفته بودیم , فلسطینی ها را زیاد مى دیدیم , یكى از آنها آمد به من گفت : فلان مسأله از مسائل حج حكمش چیست ؟ بعد گفت من شیعه هستم , این رفقایم سنى اند . معلوم شد داخل اینها شیعه هم وجود دارد . بعد خودشان مى گفتند بین ما شیعه و سنى هست . شیعه هم زیاد داریم . همین لیلا خالد معروف شیعه است . در چندین نطق و سخنرانى خودش در مصر گفته من شیعه ام . ولى دشمن یهودى یك عده مزدورى را كه دارد , مأمور مى كند و مى گوید : شما پخش كنید كه اینها ناصبى اند . قرآن دستور داده در این موارد اگر چنین نسبتهایى نسبت به افرادى كه جزو شما هستند و مثل شما شهادتین مى گویند , شنیدید وظیفه تان چیست .

 


برچسب ها: منافقین، بیامبر اكرم (ص)،

نوشته شده در یکشنبه 7 آذر 1389 توسط مجتبی نباتی
مقام معظم رهبری

نویسندگان
آمار سایت
Blog Skin